مدیرعامل شرکت خدماتی
۱۴۰۵/۰۳/21
مقاله کاربردی بود و باعث شد موضوع را از زاویه تصمیم مدیریتی ببینیم، نه فقط اجرای روزمره.
تبلیغات بدون CRM میتواند باعث فراموششدن لیدها، پیگیری ضعیف و هدررفت بودجه شود. با روش اتصال تبلیغات به CRM و سنجش واقعی فروش آشنا شوید.

روی هر عنوان کلیک کنید تا به همان بخش در مقاله بروید.
تبلیغات زمانی برای یک کسبوکار ارزشمند است که در نهایت به مشتری و درآمد تبدیل شود. دریافت کلیک، تماس یا فرم بیشتر بهتنهایی موفقیت نیست؛ چون بخش مهم ماجرا بعد از ورود مخاطب آغاز میشود.
بسیاری از شرکتها برای تبلیغات هزینه میکنند، اما بعد از ورود لید مشخص نیست چه کسی باید پاسخ دهد، چه زمانی پیگیری انجام شده، مشتری از کدام کمپین آمده و در نهایت چرا خرید کرده یا از دست رفته است.
در چنین شرایطی ممکن است تبلیغات بهدرستی مخاطب ایجاد کند، اما نبود یک سیستم CRM باعث شود بخشی از همان مخاطبان در فاصله بین اولین تماس و فروش نهایی از دست بروند.
به همین دلیل باید تبلیغات و مدیریت ارتباط با مشتری را یک مسیر واحد دید:
تبلیغ → لید → پاسخگویی → پیگیری → پیشنهاد → فروش → تحلیل نتیجه
اگر این مسیر قابل مشاهده و اندازهگیری نباشد، افزایش بودجه تبلیغات لزوماً به معنی افزایش فروش نیست.
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
فرض کنید برای یک کمپین تبلیغاتی هزینه کردهاید و طی یک ماه ۳۰۰ درخواست دریافت شده است. در ظاهر نتیجه مناسب به نظر میرسد، اما چند سؤال مهم باقی میماند:
چند نفر از این افراد واقعاً مشتری هدف بودهاند؟
چند لید پاسخ مناسب گرفتهاند؟
چند نفر نیاز به پیگیری مجدد داشتهاند؟
چند نفر پیشنهاد قیمت دریافت کردهاند؟
چند نفر در نهایت خرید کردهاند؟
و مهمتر از همه، هر مشتری از کدام تبلیغ آمده است؟
اگر پاسخ این سؤالها مشخص نباشد، مدیر عملاً فقط بخش ابتدایی تبلیغات را میبیند.
CRM کمک میکند مسیر هر لید بعد از ورود قابل پیگیری باشد. یعنی فقط ندانیم چند درخواست گرفتهایم؛ بلکه بدانیم هر درخواست به چه نتیجهای رسیده است.
بدون این اطلاعات ممکن است یک کمپین به دلیل تعداد زیاد تماس موفق به نظر برسد، درحالیکه بیشتر تماسها به مشتری تبدیل نشدهاند.
در مقابل، یک کانال با تعداد لید کمتر ممکن است مشتریان باکیفیتتر و قراردادهای بیشتری ایجاد کرده باشد.
بنابراین یکی از مهمترین نقشهای CRM این است که تبلیغات را از سطح «تعداد لید» به سطح «مشتری و درآمد واقعی» متصل کند.
قبل از اجرا، دامنه مسئله و خروجی مورد انتظار را شفاف کنید تا تیم دچار برداشتهای متفاوت نشود.
هر اقدام باید مالک، زمانبندی و شاخص سنجش داشته باشد؛ در غیر این صورت به پیگیری شفاهی تبدیل میشود.

هدررفت بودجه تبلیغاتی همیشه داخل خود تبلیغ اتفاق نمیافتد. بخش قابل توجهی از اتلاف ممکن است بعد از ورود مشتری رخ دهد.
مسیر معمول یک لید خدماتی میتواند اینگونه باشد:
مشاهده تبلیغ → تماس یا ثبت فرم → پاسخ اولیه → بررسی نیاز → پیگیری → ارائه پیشنهاد → تصمیم مشتری → فروش
در هرکدام از این مراحل امکان از دست رفتن لید وجود دارد.
ممکن است فرم ثبت شود اما کسی آن را بهموقع نبیند.
ممکن است مشتری تماس بگیرد اما اطلاعات او ثبت نشود.
ممکن است کارشناس فروش تماس اول را انجام دهد اما پیگیری دوم فراموش شود.
ممکن است مشتری اعلام کند «هفته آینده تماس بگیرید» اما یادآوری مشخصی وجود نداشته باشد.
یا ممکن است مشتری خرید نکند اما دلیل از دست رفتن او ثبت نشود.
وقتی این اتفاقها بهصورت پراکنده رخ میدهند، مدیر تصور میکند تبلیغات نتیجه مناسبی ندارد؛ درحالیکه مشکل اصلی ممکن است در فرایند پیگیری فروش باشد.
CRM باید کمک کند هیچ لید مهمی بدون وضعیت مشخص باقی نماند. هر مشتری باید یا در حال پیگیری باشد، یا به فرصت فروش تبدیل شده باشد، یا خرید کرده باشد، یا دلیل مشخصی برای از دست رفتن او ثبت شده باشد.
به این ترتیب میتوان فهمید مشکل در جذب مشتری است یا در تبدیل مشتری.
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
هدف از CRM جمعآوری بیهدف اطلاعات نیست. اطلاعاتی باید ثبت شوند که به تیم فروش و مدیر برای تصمیمگیری کمک کنند.
برای هر لید تبلیغاتی بهتر است حداقل این موارد مشخص باشند:
نام و اطلاعات تماس
خدمت موردنظر
منبع ورود مشتری
کمپین یا کانال تبلیغاتی
زمان ثبت درخواست
مسئول پیگیری
وضعیت فعلی لید
زمان آخرین تماس
اقدام بعدی
نتیجه پیگیری
ارزش احتمالی فروش
دلیل خرید نکردن در صورت از دست رفتن لید
ثبت منبع ورود اهمیت زیادی دارد.
اگر تمام مشتریان فقط با عنوان «ورودی سایت» یا «تماس تلفنی» ثبت شوند، مدیر نمیتواند عملکرد واقعی تبلیغات را تحلیل کند.
باید تا جای ممکن مشخص باشد لید از کجا آمده است؛ برای مثال از تبلیغات گوگل، شبکه اجتماعی، پیامک، کمپین خاص، سئو، معرفی مشتری یا یک صفحه مشخص.
همچنین هر لید باید یک مسئول داشته باشد. یکی از مشکلات رایج این است که اطلاعات مشتری بین چند نفر پخش میشود و در نهایت مشخص نیست چه کسی مسئول پیگیری نهایی است.
CRM زمانی ارزش ایجاد میکند که هر لید دارای منبع، مسئول، وضعیت و اقدام بعدی مشخص باشد.
قبل از اجرا، دامنه مسئله و خروجی مورد انتظار را شفاف کنید تا تیم دچار برداشتهای متفاوت نشود.
هر اقدام باید مالک، زمانبندی و شاخص سنجش داشته باشد؛ در غیر این صورت به پیگیری شفاهی تبدیل میشود.

برای جلوگیری از هدررفت تبلیغات، CRM نباید یک ابزار جدا از مارکتینگ باشد. باید بین کانال جذب و تیم فروش ارتباط مشخصی وجود داشته باشد.
وقتی کاربر فرم سایت را پر میکند، اطلاعات او باید وارد مسیر پیگیری شود.
وقتی تماس تبلیغاتی دریافت میشود، منبع تماس و نتیجه آن باید ثبت شود.
وقتی کارشناس فروش با مشتری صحبت میکند، مرحله بعدی باید مشخص باشد.
یک مسیر ساده میتواند اینگونه طراحی شود:
ورود لید → ثبت در CRM → تخصیص به کارشناس → تماس اولیه → تعیین نیاز → پیگیری → ارائه پیشنهاد → نتیجه نهایی
برای هر مرحله بهتر است زمان مشخصی تعیین شود.
مثلاً اگر لید جدید وارد شد، مسئول فروش باید در بازه تعریفشده تماس بگیرد. اگر مشتری درخواست تماس در زمان دیگری داشت، یادآوری در سیستم ثبت شود. اگر پیشنهاد ارسال شد، زمان پیگیری بعدی مشخص باشد.
این ساختار باعث میشود فرایند فروش کمتر به حافظه افراد وابسته باشد.
مدیر نیز لازم نیست برای فهمیدن وضعیت مشتریها از تکتک کارشناسان سؤال کند. میتواند ببیند چند لید جدید وارد شده، چند مورد در حال مذاکره هستند، چه تعداد پیگیری عقبافتاده وجود دارد و چه میزان فروش ایجاد شده است.
در واقع هدف اصلی از اتصال تبلیغات و CRM این است که فاصله بین جذب مخاطب و درآمد قابل مشاهده شود.
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
حتی داشتن CRM بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. اگر فرایند درستی تعریف نشده باشد، سیستم فقط تبدیل به محل دیگری برای ذخیره اطلاعات میشود.
یکی از رایجترین اشتباهات، ثبت نکردن منبع لید است. در این حالت تیم مارکتینگ نمیداند کدام کانال مشتری باکیفیتتر ایجاد کرده است.
اشتباه دوم، پاسخگویی دیرهنگام است. بعضی لیدهای خدماتی همزمان با چند شرکت تماس میگیرند و سرعت پاسخ میتواند مستقیماً روی احتمال فروش اثر بگذارد.
اشتباه دیگر، پیگیری فقط یکباره است. بسیاری از مشتریان در تماس اول آماده خرید نیستند. ممکن است به زمان، اطلاعات بیشتر یا مقایسه پیشنهادها نیاز داشته باشند.
نبود مسئول مشخص نیز مشکل مهمی است. اگر مشخص نباشد چه کسی مسئول یک لید است، احتمال فراموششدن آن افزایش پیدا میکند.
استفاده همزمان از فایل اکسل، پیامرسان، دفترچه شخصی و حافظه کارکنان نیز باعث پراکندگی اطلاعات میشود. تاریخچه مشتری باید تا جای ممکن در یک مرجع مشخص قابل مشاهده باشد.
یکی دیگر از اشتباهات مهم، ثبت نکردن دلیل از دست رفتن مشتری است.
عبارت «نخرید» اطلاعات مدیریتی ایجاد نمیکند.
باید مشخص شود چرا نخریده است:
قیمت بالا بوده؟
زمان اجرا مناسب نبوده؟
به رقیب مراجعه کرده؟
نیازش تغییر کرده؟
پاسخگویی دیر انجام شده؟
خدمت موردنظر ارائه نمیشده؟
وقتی دلایل Lost Lead ثبت شوند، تیم میتواند بفهمد مشکل اصلی در تبلیغات، قیمت، محصول یا فرایند فروش قرار دارد.
بعد از خواندن این بخش، یک اقدام کوچک اما قابل سنجش انتخاب کنید و آن را در برنامه هفتگی تیم قرار دهید.
CRM زمانی برای مدیر ارزشمند میشود که بتواند دادههای عملیاتی را به شاخصهای تصمیمگیری تبدیل کند.
یکی از اولین شاخصها تعداد لید هر کانال است. این عدد نشان میدهد هر منبع چه میزان درخواست ایجاد کرده است.
بعد از آن باید هزینه هر لید بررسی شود؛ یعنی برای دریافت هر درخواست از یک کانال چه میزان هزینه تبلیغاتی پرداخت شده است.
اما این عدد بهتنهایی کافی نیست.
شاخص مهمتر نرخ تبدیل لید به مشتری است.
ممکن است کانال اول ۲۰۰ لید و کانال دوم ۸۰ لید ایجاد کند، اما اگر نرخ تبدیل کانال دوم بسیار بیشتر باشد، ارزش واقعی آن میتواند بالاتر باشد.
هزینه جذب مشتری نیز یکی از شاخصهای کلیدی است. در این شاخص هزینه تبلیغات بر تعداد مشتریان واقعی ایجادشده تقسیم میشود.
چند شاخص مهم دیگر عبارتاند از:
زمان پاسخگویی به لید
درصد لیدهای پیگیریشده
تعداد فرصتهای فروش
نرخ تبدیل فرصت به مشتری
فروش ایجادشده از هر کانال
متوسط ارزش هر قرارداد
دلایل اصلی از دست رفتن لیدها
مدت زمان تبدیل لید به مشتری
اگر این اطلاعات بهدرستی ثبت شوند، مدیر میتواند بودجه را بر اساس فروش واقعی تصمیمگیری کند، نه فقط تعداد کلیک یا تماس.
این همان نقطهای است که CRM میتواند به یکی از ابزارهای مهم برای بهینهسازی تبلیغات تبدیل شود.
بعد از خواندن این بخش، یک اقدام کوچک اما قابل سنجش انتخاب کنید و آن را در برنامه هفتگی تیم قرار دهید.
اگر کسبوکار شما برای تبلیغات هزینه میکند اما نمیداند هر لید از کجا آمده، چه کسی آن را پیگیری کرده و در نهایت چه نتیجهای داشته است، بخشی از تصمیمهای تبلیغاتی بر اساس حدس انجام میشود.
در چنین شرایطی افزایش بودجه همیشه راهحل نیست.
اگر قیف فروش نشتی داشته باشد، افزایش تبلیغات فقط تعداد بیشتری لید وارد همان مسیر ناقص میکند.
قبل از افزایش بودجه بهتر است بررسی کنید:
آیا تمام لیدها ثبت میشوند؟
آیا منبع ورود مشخص است؟
آیا مسئول پیگیری تعیین شده؟
آیا زمان پاسخگویی کنترل میشود؟
آیا پیگیریهای بعدی ثبت میشوند؟
آیا دلیل از دست رفتن مشتری مشخص است؟
و آیا میتوان درآمد هر کانال را محاسبه کرد؟
وقتی این مسیر شفاف شود، تبلیغات از یک هزینه مبهم به یک سرمایهگذاری قابل اندازهگیری تبدیل میشود.
CRM قرار نیست تبلیغات را جایگزین کند و تبلیغات نیز جای CRM را نمیگیرد. این دو زمانی بیشترین ارزش را ایجاد میکنند که به یکدیگر متصل باشند:
تبلیغات مشتری بالقوه را وارد میکند و CRM کمک میکند آن فرصت به فروش تبدیل و نتیجه آن قابل اندازهگیری شود.
برای شروع هم لازم نیست سیستم پیچیدهای ایجاد کنید. کافی است از ثبت منبع لید، تعیین مسئول، مشخصکردن وضعیت و زمان پیگیری آغاز کنید. همین چهار مورد میتوانند تصویر بسیار دقیقتری از عملکرد واقعی تبلیغات و فروش کسبوکار ایجاد کنند.
ثبت نظر برای همه کاربران آزاد است. در نسخه واقعی میتوان وضعیت تأیید نظر، ضداسپم و مدیریت دیدگاهها را از پنل ادمین کنترل کرد.
۱۴۰۵/۰۳/21
مقاله کاربردی بود و باعث شد موضوع را از زاویه تصمیم مدیریتی ببینیم، نه فقط اجرای روزمره.
۱۴۰۵/۰۳/22
بخش چکلیست و شاخصها برای جلسه تیمی ما قابل استفاده بود.
۱۴۰۵/۰۳/23
این نوع محتوا اگر ادامهدار باشد، برای مدیران بسیار ارزشمند میشود.