پیگیری لید بعد از تبلیغات چگونه باید باشد؟ راهنمای تبدیل سرنخ به مشتری
پیگیری لید بعد از تبلیغات چگونه باید انجام شود؟ با روش پاسخ سریع، اولویتبندی سرنخ، برنامه پیگیری، CRM و تکنیکهای تبدیل لید تبلیغاتی به مشتری آشنا شوید.
فهرست مقاله
روی هر عنوان کلیک کنید تا به همان بخش در مقاله بروید.
پیگیری لید بعد از تبلیغات چگونه باید باشد؟ راهنمای تبدیل سرنخ به مشتری
تبلیغات زمانی موفق است که فقط تماس، فرم و پیام ایجاد نکند؛ بلکه بتواند بخشی از این سرنخها را به مشتری واقعی تبدیل کند.
بسیاری از کسبوکارها برای تبلیغات گوگل، شبکههای اجتماعی، تبلیغات محیطی، کمپینهای پیامکی یا سایر کانالها هزینه میکنند و پس از پایان کمپین، تعداد زیادی شماره تماس و درخواست دریافت میکنند. اما دقیقاً از همین نقطه یکی از مهمترین بخشهای فرایند فروش شروع میشود: پیگیری لید بعد از تبلیغات.
اگر سرنخ تبلیغاتی دیر پاسخ بگیرد، اطلاعات او ثبت نشود، تماس بعدی مشخص نباشد یا کارشناس فروش فقط یک بار با او ارتباط برقرار کند، بخشی از بودجه تبلیغاتی بدون اینکه فرصت واقعی فروش ایجاد کند از بین میرود.
به همین دلیل مدیران نباید فقط بپرسند:
«تبلیغات چند لید ایجاد کرد؟»
سؤال مهمتر این است:
«از لیدهایی که تبلیغات ایجاد کرد، چند نفر به فرصت فروش و در نهایت مشتری تبدیل شدند؟»
در ادامه بررسی میکنیم پیگیری سرنخهای تبلیغاتی چگونه باید انجام شود، اولین تماس چه زمانی باشد، چند بار باید مشتری را پیگیری کرد و چطور میتوان با یک فرایند منظم نرخ تبدیل تبلیغات به فروش را افزایش داد.
زاویه نگاه مدیرعامل
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
زاویه نگاه مدیر مارکتینگ
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
چرا پیگیری لید بعد از تبلیغات به اندازه خود تبلیغ مهم است؟
تبلیغات فقط توجه و علاقه اولیه مشتری را ایجاد میکند.
کاربری که فرم درخواست مشاوره را تکمیل کرده، شماره خود را وارد کرده یا برای دریافت قیمت پیام داده است، هنوز مشتری شما نیست. او فقط نشان داده که احتمالاً به محصول یا خدمت شما علاقه دارد.
از این مرحله به بعد عملکرد تیم فروش تعیین میکند که این علاقه اولیه به خرید تبدیل شود یا نه.
فرض کنید دو شرکت تقریباً کمپین مشابهی اجرا کنند و هرکدام 200 سرنخ بگیرند.
شرکت اول اطلاعات مشتری را در فایلهای پراکنده نگه میدارد، بعضی لیدها با تأخیر تماس میگیرند و پیگیری مشخصی ندارند.
شرکت دوم لید را بلافاصله ثبت میکند، مسئول فروش مشخص میشود، زمان اولین تماس کنترل میشود و برای هر مشتری اقدام بعدی تعیین میشود.
حتی با تعداد لید یکسان، احتمالاً نتیجه فروش این دو شرکت تفاوت قابل توجهی خواهد داشت.
بنابراین برای ارزیابی تبلیغات، فقط تعداد Lead مهم نیست؛ کیفیت فرایندی که پس از دریافت Lead اجرا میشود نیز اهمیت دارد.
نکته اجرایی اول
قبل از اجرا، دامنه مسئله و خروجی مورد انتظار را شفاف کنید تا تیم دچار برداشتهای متفاوت نشود.
نکته اجرایی دوم
هر اقدام باید مالک، زمانبندی و شاخص سنجش داشته باشد؛ در غیر این صورت به پیگیری شفاهی تبدیل میشود.
اولین تماس با لید تبلیغاتی را عقب نیندازید
یکی از مهمترین عوامل در مدیریت لید تبلیغاتی، Lead Response Time یا زمان پاسخگویی به سرنخ است.
کاربری که همین چند دقیقه قبل فرم درخواست قیمت را پر کرده یا روی تبلیغ شما کلیک کرده است، احتمالاً هنوز در حال بررسی گزینههای مختلف است.
اگر تماس اولیه بیش از حد به تأخیر بیفتد ممکن است:
نیاز فوری مشتری کاهش پیدا کند،
رقیب زودتر تماس بگیرد،
کاربر برند شما را فراموش کند،
یا خرید خود را از گزینه دیگری انجام دهد.
HubSpot در راهنمای فعلی خود درباره Lead Response Time توصیه میکند کسبوکارها زمان پاسخگویی را تا جای ممکن کاهش دهند و اشاره میکند رساندن آن به کمتر از 30 دقیقه میتواند تأثیر قابل توجهی روی Conversion داشته باشد.
البته این عدد برای تمام کسبوکارها یک قانون ثابت نیست.
برای بعضی خدمات فوری، حتی چند دقیقه اهمیت زیادی دارد. در فروشهای پیچیده B2B ممکن است زمان مناسب متفاوت باشد.
اصل مهم این است:
لیدی که همین امروز علاقه خود را نشان داده نباید تا فردا بدون پاسخ باقی بماند.
زاویه نگاه مدیرعامل
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
زاویه نگاه مدیر مارکتینگ
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
تمام لیدهای تبلیغاتی را بلافاصله در یک سیستم ثبت کنید
یکی از بزرگترین دلایل نشت لید این است که اطلاعات مشتری در چند محل مختلف باقی میماند.
یک نفر از واتساپ پیام داده است.
یک نفر فرم سایت را پر کرده.
یک نفر تماس تلفنی داشته.
یک Lead از اینستاگرام آمده.
یک مشتری از تبلیغات گوگل وارد شده.
اگر این اطلاعات در سیستم واحدی جمع نشوند، بعد از مدتی مشخص نیست:
چه کسی پیگیری شده،
چه کسی هنوز تماس نگرفته،
آخرین مکالمه چه بوده،
کدام تبلیغ Lead را ایجاد کرده،
و مرحله بعدی چیست.
حداقل اطلاعاتی که برای هر سرنخ تبلیغاتی بهتر است ثبت شود شامل این موارد است:
نام و اطلاعات تماس،
منبع لید،
نام کمپین،
تاریخ ورود،
محصول یا خدمت موردنظر،
مسئول پیگیری،
وضعیت فعلی لید،
آخرین تماس،
اقدام بعدی،
و تاریخ پیگیری بعدی.
در CRMها همچنین میتوان منبع یا کمپین ایجادکننده Lead، فعالیتهای بعدی مانند تماس و جلسه و مسئول پیگیری را ثبت کرد.
نکته اجرایی اول
قبل از اجرا، دامنه مسئله و خروجی مورد انتظار را شفاف کنید تا تیم دچار برداشتهای متفاوت نشود.
نکته اجرایی دوم
هر اقدام باید مالک، زمانبندی و شاخص سنجش داشته باشد؛ در غیر این صورت به پیگیری شفاهی تبدیل میشود.
منبع تبلیغاتی هر لید را حتماً نگه دارید
یکی از اطلاعاتی که نباید هنگام ورود Lead از بین برود، Lead Source است.
باید بدانید مشتری از کجا آمده است.
مثلاً:
Google Ads،
اینستاگرام،
تبلیغات کلیکی،
پیامک،
نمایشگاه،
تبلیغات محیطی،
Referral،
SEO،
یا کمپین خاصی که اجرا کردهاید.
این موضوع بعداً برای ارزیابی تبلیغات بسیار مهم میشود.
اگر فقط تعداد Leadها را بدانید اما منبع آنها مشخص نباشد، نمیتوانید بفهمید کدام کمپین مشتری واقعی ایجاد کرده است.
ممکن است یک کمپین 300 لید و کمپین دیگری فقط 100 لید ایجاد کند، اما نرخ تبدیل کمپین دوم بسیار بیشتر باشد.
در چنین شرایطی کمپین دوم احتمالاً از نظر تجاری ارزش بیشتری دارد.
زاویه نگاه مدیرعامل
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
زاویه نگاه مدیر مارکتینگ
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
همه لیدهای تبلیغاتی را یکسان پیگیری نکنید
فرض کنید همزمان سه سرنخ وارد سیستم شدهاند.
نفر اول فقط یک فایل آموزشی دانلود کرده است.
نفر دوم فرم «دریافت قیمت» را تکمیل کرده است.
نفر سوم درخواست دمو داده و نوشته قصد دارد همین ماه خرید کند.
آیا منطقی است هر سه Lead با اولویت یکسان پیگیری شوند؟
خیر.
باید براساس Intent و آمادگی خرید Leadها اولویت ایجاد کنید.
میتوانید لیدها را ساده دستهبندی کنید:
لید داغ: نیاز مشخص دارد و نشانههای جدی خرید نشان داده است.
لید گرم: علاقه دارد اما هنوز نیاز به بررسی یا اطلاعات بیشتر دارد.
لید سرد: در مراحل ابتدایی تحقیق قرار دارد یا آمادگی خرید او پایین است.
Salesforce نیز در فرایند Sales Follow-up بر تشخیص اینکه کدام لیدها آمادهتر هستند و استفاده از Lead Scoring برای تعیین اولویت پیگیری تأکید میکند.
این دستهبندی کمک میکند تیم فروش ابتدا انرژی خود را روی فرصتهایی بگذارد که احتمال تبدیل بالاتری دارند.
یادداشت کوتاه برای اجرا
بعد از خواندن این بخش، یک اقدام کوچک اما قابل سنجش انتخاب کنید و آن را در برنامه هفتگی تیم قرار دهید.
در اولین تماس فقط فروشنده نباشید
یکی از اشتباهات رایج بعد از دریافت لید تبلیغاتی این است که کارشناس فوراً شروع به معرفی محصول میکند.
مثلاً:
«سلام، شما فرم پر کردید. محصول ما این امکانات را دارد و قیمتش هم این مقدار است.»
این تماس اطلاعات زیادی درباره نیاز واقعی مشتری ایجاد نمیکند.
هدف تماس اول باید درک موقعیت Lead باشد.
کارشناس بهتر است بفهمد:
دقیقاً دنبال چه چیزی است؟
چه مشکلی باعث شده درخواست بدهد؟
چقدر با محصول یا خدمت آشناست؟
در چه زمانی قصد خرید دارد؟
چه چیزهایی برای او مهمتر هستند؟
آیا خودش تصمیمگیرنده است؟
چه گزینههای دیگری را بررسی کرده است؟
پاسخ همین سؤالها تعیین میکند ادامه فرایند فروش باید چگونه باشد.
یادداشت کوتاه برای اجرا
بعد از خواندن این بخش، یک اقدام کوچک اما قابل سنجش انتخاب کنید و آن را در برنامه هفتگی تیم قرار دهید.
تبلیغی که مشتری دیده را بشناسید
یکی از نکات بسیار مهم در پیگیری لید بعد از تبلیغات این است که کارشناس فروش بداند مشتری از چه پیام تبلیغاتی وارد شده است.
فرض کنید در تبلیغ نوشتهاید:
«مشاوره رایگان برای انتخاب نرمافزار مناسب کسبوکار»
اما کارشناس هنگام تماس بدون اشاره به مشاوره، مستقیماً تلاش میکند نرمافزار بفروشد.
بین وعده تبلیغ و تجربه فروش ناهماهنگی ایجاد شده است.
بهتر است اطلاعات کمپین در اختیار Sales باشد.
کارشناس میتواند مکالمه را مثلاً اینطور شروع کند:
«شما از طریق کمپین مشاوره انتخاب نرمافزار درخواست ثبت کرده بودید. میخواستم ابتدا شرایط فعلی مجموعهتان را بررسی کنم تا ببینیم چه راهکاری مناسبتر است.»
این تماس کاملاً ادامه همان مسیری است که تبلیغ آغاز کرده است.
اگر مشتری پاسخ نداد، لید را از دسترفته فرض نکنید
یکی از اشتباهات رایج تیم فروش این است:
یک بار تماس میگیرند.
مشتری پاسخ نمیدهد.
لید تقریباً فراموش میشود.
در حالی که پاسخ ندادن الزاماً به معنای نداشتن علاقه نیست.
ممکن است مشتری:
جلسه داشته باشد،
شماره ناشناس را پاسخ ندهد،
در زمان نامناسبی تماس گرفته باشید،
پیام را ندیده باشد،
یا قصد داشته باشد بعداً پاسخ دهد.
بهتر است برای چنین Leadهایی چند Touchpoint منطقی داشته باشید.
برای مثال تماس تلفنی، پیام کوتاه معرفی، تماس مجدد در زمان متفاوت یا پیام پیگیری.
اما هدف نباید ایجاد مزاحمت باشد.
اگر بعد از چند تلاش منطقی هیچ تعاملی ایجاد نشد، وضعیت Lead را تغییر دهید و او را وارد مسیر مناسبتری مانند Nurturing کنید.
برنامه پیگیری لید باید از قبل مشخص باشد
پیگیری فروش نباید براساس حافظه یا حوصله کارشناس انجام شود.
یک اشتباه رایج این است:
کارشناس امروز با مشتری صحبت میکند.
مشتری میگوید «چند روز دیگر تماس بگیرید.»
هیچ چیزی ثبت نمیشود.
یک هفته بعد کسی متوجه میشود تماس انجام نشده است.
مدل حرفهایتر این است که هر تعامل با یک Next Action تمام شود.
مثلاً:
تماس اول → ارسال کاتالوگ.
ارسال پیشنهاد → تماس دو روز بعد.
مشتری در حال بررسی → پیگیری در تاریخ مشخص.
بودجه ماه آینده → یادآوری در همان تاریخ.
عدم پاسخ → تماس مجدد در بازه تعیینشده.
در این مدل، کارشناس مجبور نیست تمام پیگیریها را به خاطر بسپارد.
سیستم به او میگوید امروز چه کسانی نیاز به Follow-up دارند.
چند بار باید لید تبلیغاتی را پیگیری کنیم؟
برای این سؤال یک عدد ثابت و مناسب تمام کسبوکارها وجود ندارد.
تعداد پیگیری به عواملی مانند این موارد بستگی دارد:
نوع محصول،
ارزش خرید،
B2B یا B2C بودن،
مرحله خرید،
رفتار مشتری،
فوریت نیاز،
و طول چرخه فروش.
فروش یک سرویس فوری با قرارداد چند میلیاردی سازمانی یک فرایند پیگیری یکسان ندارد.
بهجای تعیین یک عدد جادویی، بهتر است برای هر نوع Lead یک Cadence طراحی کنید.
یعنی مشخص کنید:
چه زمانی تماس انجام شود،
چه زمانی پیام ارسال شود،
چه زمانی محتوا فرستاده شود،
و در چه زمانی Lead از مسیر مستقیم فروش خارج و وارد Nurturing شود.
Salesforce نیز توصیه میکند فرکانس و Cadence ارتباط با لیدها براساس واکنش و مرحله خرید آنها تنظیم شود.
هر پیگیری باید ارزش جدیدی ایجاد کند
اگر تمام پیامهای Follow-up شما این باشد:
«سلام، تصمیم گرفتید؟»
بعد از مدتی ارتباط آزاردهنده خواهد شد.
پیگیری خوب باید دلیل مشخصی برای تماس دوباره داشته باشد.
مثلاً:
ارسال نمونهکار مرتبط،
پاسخ به یک سؤال قبلی،
ارسال Case Study،
توضیح تفاوت دو پلن،
ارائه اطلاعات فنی،
ارسال راهنمای انتخاب،
توضیح ROI،
یادآوری جلسه،
یا ارائه پیشنهاد متناسب با شرایط مشتری.
Salesforce در توضیح Lead Nurturing نیز روی ارائه محتوای مرتبط با نیاز و مرحله فعلی مشتری تأکید میکند، نه صرفاً ارسال مداوم پیام فروش.
هدف این است که هر ارتباط مشتری را یک قدم به تصمیم نزدیک کند.
بعد از ارسال قیمت، پیگیری را متوقف نکنید
یکی از نقاط مهم ریزش فروش درست بعد از ارسال Proposal یا قیمت است.
مدل اشتباه:
مشتری قیمت میخواهد.
کارشناس فایل را ارسال میکند.
چند روز خبری نمیشود.
Opportunity رها میشود.
ارسال قیمت پایان فرایند فروش نیست.
پس از ارسال Proposal باید زمان Follow-up مشخص باشد.
در تماس بعدی میتوانید بپرسید:
آیا پیشنهاد را بررسی کردهاند؟
بخش نامفهومی وجود داشته است؟
قیمت با انتظار آنها فاصله دارد؟
گزینه دیگری را بررسی میکنند؟
چه کسی باید پیشنهاد را تأیید کند؟
چه مانعی برای تصمیم وجود دارد؟
این اطلاعات بسیار ارزشمندتر از سؤال ساده «خب تصمیم گرفتید؟» است.
اعتراض مشتری را ثبت کنید، نه اینکه فقط جواب دهید
فرض کنید مشتری میگوید:
«قیمت شما بالاست.»
کارشناس توضیح میدهد و تماس تمام میشود.
اگر این اعتراض در CRM ثبت نشود، سازمان بخش مهمی از داده بازار را از دست میدهد.
اعتراضهای پرتکرار را دستهبندی کنید:
قیمت،
زمان اجرا،
اعتماد،
امکانات،
مقایسه با رقیب،
شرایط پرداخت،
عدم فوریت،
نبود بودجه،
نیاز به تأیید مدیر،
یا نامناسب بودن محصول.
وقتی این اطلاعات در تعداد زیادی Lead جمع شوند، میتوانند به تیم بازاریابی و مدیریت کمک کنند.
مثلاً اگر بخش بزرگی از Leadهای یک کمپین به دلیل قیمت نامتناسب از دست میروند، ممکن است تبلیغ مخاطب اشتباهی جذب کرده باشد.
لیدهایی که فعلاً آماده خرید نیستند را حذف نکنید
همه Leadهای تبلیغاتی قرار نیست همین امروز خرید کنند.
ممکن است مشتری بگوید:
«دو ماه دیگر پروژه را شروع میکنیم.»
یا:
«فعلاً بودجه نداریم.»
یا:
«هنوز در مرحله بررسی هستم.»
این Lead لزوماً Lost نیست.
میتوان او را وارد مسیر Lead Nurturing کرد.
در این مسیر ممکن است بهمرور:
محتوای آموزشی،
Case Study،
مقایسه محصول،
راهنمای خرید،
خبر محصول،
دعوت به وبینار،
یا پیشنهاد مرتبط دریافت کند.
HubSpot نیز در راهنمای اتوماسیون Follow-up توضیح میدهد که Sequenceها و Workflowهای منظم میتوانند از گم شدن Leadها جلوگیری کرده و ارتباط را در زمان مناسب ادامه دهند.
از اتوماسیون استفاده کنید اما ارتباط را انسانی نگه دارید
Automation میتواند بخش زیادی از کارهای تکراری را انجام دهد.
مثلاً:
ثبت Lead،
ارسال اعلان به کارشناس،
تخصیص Lead،
ساخت Task،
ارسال پیام اولیه،
یادآوری پیگیری،
Lead Scoring،
و انتقال لید بین مراحل.
اما اتوماسیون نباید باعث شود مشتری احساس کند با یک سیستم بیروح در ارتباط است.
برای لیدهای باارزش و Leadهای نزدیک خرید، ارتباط شخصی کارشناس همچنان اهمیت زیادی دارد.
مدل مناسب این است:
کارهای تکراری را سیستم انجام دهد؛ مذاکره و رابطه را انسان مدیریت کند.
برای تیم فروش SLA مشخص کنید
SLA در اینجا یعنی توافق مشخص بین بازاریابی و فروش درباره نحوه رسیدگی به لید.
مثلاً تعیین کنید:
Lead چه اطلاعاتی باید داشته باشد؟
چه زمانی Lead به Sales تحویل داده شود؟
چه کسی مسئول آن است؟
اولین تماس حداکثر چه زمانی انجام شود؟
چند تلاش برای تماس انجام شود؟
چه زمانی Lead به Nurturing برگردد؟
چه اطلاعاتی باید در CRM ثبت شود؟
استانداردسازی MQL و SQL نیز به همین دلیل اهمیت دارد؛ چون مشخص میکند چه زمانی سرنخ از مرحله بازاریابی عبور کرده و آماده پیگیری فروش است.
بدون چنین توافقی معمولاً Marketing میگوید «فروش لیدها را درست پیگیری نمیکند» و Sales میگوید «لیدهای تبلیغات بیکیفیت هستند.»
پیگیری لید را براساس کانال ورودی شخصیسازی کنید
رفتار کاربری که از تبلیغ جستوجوی گوگل آمده ممکن است با فردی که از تبلیغ شبکه اجتماعی وارد شده متفاوت باشد.
مثلاً کسی که عبارت:
«خرید نرمافزار CRM»
را جستوجو کرده و درخواست دمو داده است، احتمالاً Intent بالاتری نسبت به فردی دارد که هنگام مشاهده یک پست اینستاگرام فرم دانلود فایل را تکمیل کرده است.
بنابراین یک Follow-up Sequence ثابت برای تمام منابع همیشه بهترین انتخاب نیست.
برای هر Lead Source بررسی کنید:
Intent چقدر است؟
متوسط زمان خرید چقدر است؟
چه سؤالاتی پرتکرار است؟
چه محتوایی Conversion بهتری ایجاد میکند؟
و چه کانالی برای پیگیری مناسبتر است؟
واتساپ را جای CRM نگذارید
واتساپ ابزار ارتباطی خوبی است اما بهتنهایی سیستم مدیریت فروش نیست.
اگر مدیریت لید فقط داخل چتهای واتساپ انجام شود، به مرور مشکلاتی ایجاد میشود:
لیدها بین پیامها گم میشوند،
تاریخ پیگیری مشخص نیست،
مدیر دید کاملی ندارد،
منبع تبلیغ فراموش میشود،
دلیل شکست ثبت نمیشود،
و با خروج کارشناس بخشی از اطلاعات از دسترس سازمان خارج میشود.
واتساپ میتواند یکی از کانالهای ارتباط باشد؛ اما وضعیت Lead، مسئول، تاریخ Follow-up و نتیجه بهتر است در سیستم مرکزی ثبت شود.
دلایل از دست رفتن لیدهای تبلیغاتی را تحلیل کنید
یکی از مهمترین کارها بعد از کمپین تبلیغاتی تحلیل Lost Lead است.
هر Lead که خرید نکرد باید در صورت امکان دلیل مشخصی داشته باشد.
مثلاً:
عدم پاسخ،
قیمت بالا،
بودجه ناکافی،
مشتری نامرتبط،
زمان نامناسب،
رقیب،
عدم اعتماد،
امکانات ناکافی،
عدم پیگیری،
یا تغییر تصمیم مشتری.
بعد از مدتی ممکن است الگوی بسیار مهمی پیدا کنید.
مثلاً:
40 درصد لیدهای یک کانال اصلاً مشتری هدف نیستند.
یا:
بخش زیادی بعد از دریافت قیمت ریزش میکنند.
یا:
یک کارشناس Follow-up بسیار ضعیفتری نسبت به دیگران دارد.
این دادهها مستقیماً به بهبود تبلیغات و فروش کمک میکنند.
اثربخشی تبلیغات را تا مرحله فروش اندازهگیری کنید
گزارش کمپین نباید در تعداد Click و Lead متوقف شود.
برای هر کمپین بهتر است مسیر زیر قابل مشاهده باشد:
تبلیغ → لید → لید واجد شرایط → فرصت فروش → مشتری → مبلغ فروش
شاخصهایی که میتوانید بررسی کنید شامل این موارد هستند:
تعداد لید،
هزینه هر لید،
Lead Response Time،
درصد تماس موفق،
درصد لید واجد شرایط،
نرخ تبدیل لید به فرصت،
نرخ تبدیل فرصت به مشتری،
هزینه جذب مشتری،
فروش ایجادشده،
و بازگشت سرمایه تبلیغات.
با این مدل ممکن است متوجه شوید ارزانترین Lead الزاماً بهترین Lead نیست.
کمپینی با CPL بالاتر میتواند مشتریان بسیار باکیفیتتر و درآمد بیشتری ایجاد کند.
اشتباهات رایج در پیگیری لید بعد از تبلیغات
چند اشتباه میتواند بخش بزرگی از هزینه تبلیغات را بیاثر کند:
تماس دیرهنگام با Lead،
پیگیری فقط یکباره،
ثبت نکردن منبع تبلیغ،
سپردن پیگیری به حافظه کارشناس،
ارسال قیمت بدون کشف نیاز،
استفاده از یک پیام ثابت برای تمام لیدها،
نداشتن Lead Scoring،
نداشتن Next Action،
تکرار بیش از حد پیامهای فروش،
حذف سریع Leadهای آمادهنبودن برای خرید،
ثبت نکردن دلیل Lost،
و اندازهگیری تبلیغات فقط براساس تعداد Lead.
رفع همین موارد میتواند بدون افزایش بودجه رسانهای، بازدهی کمپین را بهبود دهد.
یک فرایند استاندارد پیگیری لید تبلیغاتی چگونه است؟
اگر بخواهیم کل فرایند را ساده کنیم، مسیر مناسب میتواند به این شکل باشد:
ورود Lead
اطلاعات و Source بلافاصله ثبت شود.
تخصیص
یک مسئول مشخص برای Lead تعیین شود.
اولویتبندی
Intent و آمادگی خرید بررسی شود.
تماس اولیه
تا جای ممکن سریع انجام شود.
کشف نیاز
مشکل، بودجه، زمان خرید و تصمیمگیرنده مشخص شود.
Qualification
مشخص شود Lead واقعاً فرصت فروش است یا نه.
ارائه راهحل
پیشنهاد متناسب با نیاز مشتری ارائه شود.
Follow-up
برای اقدام بعدی تاریخ مشخص تعیین شود.
Nurturing
Leadهای آمادهنبودن برای خرید وارد مسیر پرورش شوند.
Closing یا Lost
نتیجه نهایی و دلیل آن ثبت شود.
این ساختار باعث میشود Lead از لحظه ورود تا پایان مسیر صاحب وضعیت مشخص باشد.
مدیر فروش روزانه چه چیزی را باید کنترل کند؟
مدیر نباید هر روز از کارشناسان بپرسد:
«مشتریها را پیگیری کردید؟»
سیستم باید بتواند جواب را نشان دهد.
بهتر است مدیر حداقل این موارد را ببیند:
Leadهای جدید امروز،
Leadهای بدون مسئول،
Leadهایی که هنوز تماس نگرفتهاند،
Follow-upهای عقبافتاده،
Opportunityهای بدون Next Action،
Proposalهای بدون پیگیری،
Leadهای بدون وضعیت،
و Lost Leadهای اخیر.
این گزارش ساده میتواند جلوی بخش زیادی از نشت لید را بگیرد.
چه زمانی باید پیگیری مستقیم لید را متوقف کنیم؟
پیگیری بینهایت هیچ معنایی ندارد.
اگر مشتری بعد از تعداد منطقی Touchpoint هیچ تعاملی نداشته باشد یا صریحاً اعلام کند علاقهای ندارد، ادامه تماس مستقیم میتواند تجربه منفی ایجاد کند.
در این شرایط بسته به وضعیت میتوانید Lead را:
Lost کنید،
برای آینده زمانبندی کنید،
یا وارد Nurturing کمفشار کنید.
تفاوت مهم این است که تصمیم آگاهانه گرفته شود؛ نه اینکه Lead صرفاً فراموش شود.
جمعبندی؛ تبلیغات زمانی تمام نمیشود که Lead وارد CRM شود
یکی از مهمترین اشتباهات در مدیریت کمپین این است که تیم بازاریابی با دریافت فرم و شماره تماس تصور کند کار تمام شده است.
در واقع از آن لحظه مرحله دوم سرمایهگذاری تبلیغاتی آغاز میشود.
پیگیری لید بعد از تبلیغات باید سریع، منظم، قابل اندازهگیری و متناسب با مرحله خرید مشتری باشد.
Lead باید:
در سیستم ثبت شود،
منبع آن مشخص باشد،
سریع پاسخ بگیرد،
اولویتبندی شود،
نیازش کشف شود،
مسئول مشخص داشته باشد،
در تاریخ تعیینشده پیگیری شود،
و در صورت آماده نبودن برای خرید وارد فرایند پرورش شود.
در نهایت نیز نتیجه هر Lead باید به کمپین اصلی برگردد تا مدیر بداند تبلیغات واقعاً چه مقدار فروش ایجاد کرده است.
بنابراین معیار موفقیت یک کمپین فقط این نیست که:
«چند نفر فرم را پر کردند؟»
معیار مهمتر این است:
«از پولی که برای تبلیغات هزینه کردیم، چند فرصت فروش واقعی ساختیم، چند مشتری ایجاد شد و چه میزان درآمد برگشت؟»
وقتی تبلیغات و فروش از طریق همین دادهها به یکدیگر متصل شوند، پیگیری Lead از یک فعالیت روزمره به بخشی از سیستم رشد کسبوکار تبدیل میشود.
نظرسنجی آزاد و دیدگاهها
ثبت نظر برای همه کاربران آزاد است. در نسخه واقعی میتوان وضعیت تأیید نظر، ضداسپم و مدیریت دیدگاهها را از پنل ادمین کنترل کرد.
