لندینگ پیج فروشمحور چه اجزایی دارد؟ راهنمای ساخت صفحه فرود پرفروش
لندینگ پیج فروشمحور چه اجزایی دارد؟ با ساختار صفحه فرود حرفهای، تیتر، ارزش پیشنهادی، CTA، اعتمادسازی و تکنیکهای افزایش نرخ تبدیل آشنا شوید.

فهرست مقاله
روی هر عنوان کلیک کنید تا به همان بخش در مقاله بروید.
لندینگ پیج فروشمحور چه اجزایی دارد؟ ساختار یک صفحه فرود با نرخ تبدیل بالا
داشتن بازدیدکننده بهتنهایی باعث افزایش فروش نمیشود. ممکن است یک کمپین تبلیغاتی صدها یا حتی هزاران کاربر را وارد سایت کند، اما اگر صفحهای که کاربر پس از کلیک مشاهده میکند نتواند در چند ثانیه اول توجه او را جلب کند، ارزش پیشنهاد را توضیح دهد و مسیر اقدام بعدی را مشخص کند، بخش زیادی از این ترافیک بدون تبدیل شدن به مشتری از دست میرود.
اینجاست که اهمیت لندینگ پیج فروشمحور مشخص میشود.
یک صفحه فرود حرفهای فقط مجموعهای از تصاویر زیبا، متن تبلیغاتی و چند دکمه نیست. هر بخش از صفحه باید وظیفه مشخصی داشته باشد و کاربر را یک مرحله به تصمیم خرید، ثبت درخواست، تماس، رزرو مشاوره یا اقدام موردنظر کسبوکار نزدیکتر کند.
Unbounce نیز یکی از مهمترین تفاوتهای صفحه فرود با صفحات عادی سایت را تمرکز آن روی یک هدف تبدیل مشخص میداند و ارزش پیشنهادی، تصویر مناسب، مزایا، اثبات اجتماعی و CTA را از عناصر اصلی یک Landing Page موفق معرفی میکند.
در ادامه بررسی میکنیم لندینگ پیج فروشمحور چه اجزایی دارد و هر قسمت چگونه باید طراحی و نوشته شود تا احتمال تبدیل بازدیدکننده به مشتری افزایش پیدا کند.
زاویه نگاه مدیرعامل
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
زاویه نگاه مدیر مارکتینگ
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
و نوشته شود تا احتمال تبدیل بازدیدکننده به مشتری افزایش پیدا کند. لندینگ پیج فروشمحور چیست؟
لندینگ پیج یا صفحه فرود، صفحهای است که برای رسیدن به یک هدف مشخص طراحی میشود. این هدف میتواند خرید محصول، ثبت سفارش، دریافت شماره تماس، درخواست مشاوره، رزرو جلسه، ثبتنام یا حتی دانلود یک فایل باشد.
تفاوت مهم لندینگ پیج با صفحه اصلی سایت این است که صفحه اصلی معمولاً چندین مسیر مختلف پیش روی کاربر قرار میدهد؛ از محصولات و خدمات گرفته تا درباره ما، وبلاگ، تماس با ما و دهها لینک دیگر.
اما در یک صفحه فرود فروشمحور باید مسیر تصمیمگیری تا حد ممکن مشخص باشد.
کاربر وارد صفحه میشود، پیشنهاد را میبیند، متوجه میشود چه مشکلی از او حل میکنید، دلایل اعتماد کردن را بررسی میکند و در نهایت به یک اقدام مشخص هدایت میشود.
به همین دلیل، قبل از طراحی لندینگ باید یک سؤال ساده را پاسخ دهید:
«مهمترین کاری که میخواهم کاربر بعد از مشاهده این صفحه انجام دهد چیست؟»
اگر پاسخ شما همزمان «تماس بگیرد، عضو خبرنامه شود، مقاله بخواند، چند محصول دیگر ببیند و صفحه اینستاگرام را دنبال کند» باشد، هنوز هدف لندینگ پیج به اندازه کافی مشخص نشده است.
نکته اجرایی اول
قبل از اجرا، دامنه مسئله و خروجی مورد انتظار را شفاف کنید تا تیم دچار برداشتهای متفاوت نشود.
نکته اجرایی دوم
هر اقدام باید مالک، زمانبندی و شاخص سنجش داشته باشد؛ در غیر این صورت به پیگیری شفاهی تبدیل میشود.
اولین اصل لندینگ پیج فروشمحور؛ یک هدف اصلی داشته باشید
یکی از مهمترین اصول طراحی لندینگ پیج این است که صفحه حول یک Conversion Goal اصلی ساخته شود.
فرض کنید برای تبلیغ خدمات طراحی سایت کمپین اجرا کردهاید. هدف اصلی صفحه میتواند «دریافت مشاوره طراحی سایت» باشد.
در این شرایط تقریباً تمام بخشهای لندینگ باید کاربر را به همین اقدام نزدیک کنند:
تیتر باید مزیت دریافت خدمات را توضیح دهد.
بخش مشکلات باید نیاز مخاطب را یادآوری کند.
مزایا باید راهحل شما را نشان دهند.
نمونهکارها باید اعتماد ایجاد کنند.
نظرات مشتریان باید ریسک تصمیم را کاهش دهند.
CTA باید کاربر را به ثبت درخواست مشاوره هدایت کند.
ممکن است دکمه CTA چند بار در طول صفحه تکرار شود، اما مقصد و هدف اصلی همچنان یکسان باقی میماند.
Unbounce نیز تأکید میکند صفحه فرود باید حول یک Conversion Goal اصلی ساخته شود و المانهای اضافی نباید توجه کاربر را از این هدف منحرف کنند.
زاویه نگاه مدیرعامل
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
زاویه نگاه مدیر مارکتینگ
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
سکشن Hero باید در چند ثانیه اول پیشنهاد شما را مشخص کند
بخش ابتدایی یا Hero یکی از مهمترین قسمتهای ساختار لندینگ پیج است.
کاربر پس از ورود به صفحه نباید مجبور شود چند پاراگراف بخواند تا متوجه شود چه چیزی ارائه میکنید.
در همان محدوده ابتدایی صفحه بهتر است حداقل این موارد مشخص باشند:
چه محصول یا خدمتی ارائه میکنید؟
این پیشنهاد چه منفعتی برای مخاطب دارد؟
چرا باید به آن توجه کند؟
قدم بعدی چیست؟
برای مثال تیتر:
«راهکارهای حرفهای برای کسبوکار شما»
بیش از حد عمومی است.
اما:
«فروش سایت خود را با یک لندینگ پیج طراحیشده برای تبدیل بازدیدکننده به مشتری افزایش دهید»
به مخاطب اطلاعات بیشتری میدهد.
یک Hero فروشمحور معمولاً شامل تیتر اصلی، توضیح کوتاه، CTA و تصویر یا المان بصری مرتبط است.
HubSpot نیز توصیه میکند تیتر لندینگ بهجای عبارتهای مبهم، مستقیماً منفعتی را که کاربر دریافت میکند بیان کند و ارزش پیشنهاد در ابتدای صفحه پنهان نشود.
نکته اجرایی اول
قبل از اجرا، دامنه مسئله و خروجی مورد انتظار را شفاف کنید تا تیم دچار برداشتهای متفاوت نشود.
نکته اجرایی دوم
هر اقدام باید مالک، زمانبندی و شاخص سنجش داشته باشد؛ در غیر این صورت به پیگیری شفاهی تبدیل میشود.
تیتر اصلی باید نتیجه را بفروشد، نه فقط محصول را
یکی از اشتباهات رایج در طراحی صفحه فرود این است که تیتر اصلی صرفاً نام خدمت یا محصول باشد.
مثلاً:
«خدمات CRM»
تیتر ضعیفی برای یک لندینگ فروش است.
کاربر بیشتر از اینکه بداند نام محصول شما چیست، میخواهد بفهمد استفاده از آن چه تغییری در شرایط او ایجاد میکند.
نمونه بهتر:
«پیگیری سرنخهای فروش را یکپارچه کنید و فرصتهای فروش کمتری را از دست بدهید»
در این مدل ابتدا نتیجه یا منفعت مطرح میشود.
برای نوشتن Headline مناسب میتوانید از این ساختار استفاده کنید:
نتیجه مطلوب + روش رسیدن به آن + تفاوت یا مزیت مهم
تیتر نباید بیش از اندازه خلاقانه و مبهم باشد. وضوح معمولاً برای صفحه فروش از بازی با کلمات مهمتر است.
زاویه نگاه مدیرعامل
در این سطح، هدف این است که موضوع به تصمیم کلان، بودجه، اولویت و مسیر رشد وصل شود.
زاویه نگاه مدیر مارکتینگ
در این سطح، موضوع باید به پیام، کانال جذب، قیف فروش، نرخ تبدیل و تجربه کاربر متصل شود.
زیرعنوان باید ابهام تیتر را برطرف کند
قرار نیست تمام اطلاعات پیشنهاد را داخل H1 قرار دهید.
بعد از تیتر اصلی میتوانید با یک توضیح کوتاه مشخص کنید:
محصول برای چه کسانی مناسب است؛
چه مشکلی را حل میکند؛
چه تفاوتی دارد؛
و کاربر چه نتیجهای دریافت میکند.
اگر تیتر وظیفه جلب توجه را دارد، زیرعنوان وظیفه ایجاد درک اولیه را برعهده میگیرد.
کاربر بعد از خواندن تیتر و زیرعنوان باید بتواند در یک جمله توضیح دهد این صفحه درباره چیست.
یادداشت کوتاه برای اجرا
بعد از خواندن این بخش، یک اقدام کوچک اما قابل سنجش انتخاب کنید و آن را در برنامه هفتگی تیم قرار دهید.
ارزش پیشنهادی باید دلیل انتخاب شما را مشخص کند
یکی از حیاتیترین اجزای لندینگ پیج فروشمحور Value Proposition یا ارزش پیشنهادی است.
ارزش پیشنهادی جواب این سؤال است:
«چرا مشتری باید شما را انتخاب کند؟»
جملههایی مانند:
«کیفیت بالا»
«پشتیبانی عالی»
«بهترین خدمات»
«تیم حرفهای»
بهتنهایی ارزش پیشنهادی قدرتمندی محسوب نمیشوند، چون تقریباً تمام رقبا میتوانند همین ادعاها را مطرح کنند.
ارزش پیشنهادی زمانی قویتر میشود که مشخص و قابل درک باشد.
مثلاً:
«راهاندازی CRM بدون توقف فرایند فروش و همراه با آموزش تیم اجرایی»
یا:
«اعزام تکنسین تعمیر تلویزیون به محل بدون نیاز به جابهجایی دستگاه»
در هر دو مثال، یک مزیت مشخص برای مخاطب وجود دارد.
یادداشت کوتاه برای اجرا
بعد از خواندن این بخش، یک اقدام کوچک اما قابل سنجش انتخاب کنید و آن را در برنامه هفتگی تیم قرار دهید.
مشکل مشتری را قبل از ارائه راهحل بهدرستی توضیح دهید
مخاطب زمانی پیشنهاد شما را جدی میگیرد که احساس کند مشکل او را بهدرستی میشناسید.
بنابراین یکی از بخشهای مؤثر در صفحه فرود فروش، سکشنی است که وضعیت فعلی یا Pain Point مخاطب را توضیح میدهد.
فرض کنید نرمافزار مدیریت فروش میفروشید.
میتوانید مشکلاتی مانند این موارد را مطرح کنید:
اطلاعات مشتریان بین فایلهای مختلف پخش شده است.
پیگیری سرنخها به افراد وابسته شده است.
مدیر نمیداند هر مشتری در چه مرحلهای قرار دارد.
بعضی فرصتهای فروش به دلیل پیگیری دیرهنگام از دست میروند.
هدف این بخش ترساندن مخاطب نیست؛ بلکه باید نشان دهد کسبوکار مشکل واقعی او را درک کرده است.
پس از آن، محصول یا خدمت شما بهعنوان راهحل طبیعی این مشکل معرفی میشود.
به جای فهرست ویژگیها، مزایا را توضیح دهید
یکی از مهمترین تفاوتهای یک لندینگ پیج حرفهای با صفحه معرفی محصول معمولی، نحوه ارائه اطلاعات است.
فرض کنید محصول شما داشبورد مدیریتی دارد.
«داشبورد مدیریتی» یک ویژگی است.
اما:
«مدیر بدون جمعآوری گزارش از چند واحد میتواند وضعیت فروش را در یک صفحه مشاهده کند»
منفعت آن ویژگی است.
کاربر در نهایت برای Feature پول پرداخت نمیکند؛ برای نتیجهای که آن Feature ایجاد میکند هزینه میکند.
بنابراین برای هر ویژگی محصول از خودتان بپرسید:
«این قابلیت دقیقاً چه فایدهای برای مشتری دارد؟»
پاسخ این سؤال باید بخش اصلی Copywriting صفحه را تشکیل دهد.ر
تصویر و ویدئو باید محصول یا نتیجه را قابل تصور کنند
تصویر لندینگ صرفاً برای زیباتر شدن صفحه نیست.
یک تصویر مناسب میتواند در چند ثانیه اطلاعاتی را منتقل کند که توضیح آن با متن به چند پاراگراف نیاز دارد.
بسته به نوع کسبوکار میتوانید از این موارد استفاده کنید:
تصویر واقعی محصول؛
محیط نرمافزار؛
قبل و بعد از دریافت خدمت؛
تصاویر واقعی اجرای پروژه؛
تصویر کارشناسان؛
ویدئوی کوتاه معرفی؛
دموی محصول؛
دیاگرام ساده فرایند.
تا جای ممکن از تصاویر عمومی و استوک که ارتباط مستقیمی با پیشنهاد ندارند فاصله بگیرید.
Unbounce نیز پیشنهاد میکند تصویر یا ویدئو، محصول یا خدمت را در حال استفاده نشان دهد تا مخاطب راحتتر نتیجه را تصور کند.
CTA باید واضح، مشخص و عملگرا باشد
CTA یا Call To Action همان نقطهای است که تصمیم مخاطب به اقدام تبدیل میشود.
متن CTA باید به کاربر بگوید بعد از کلیک چه اتفاقی خواهد افتاد.
عبارتهایی مانند:
«ارسال»
«ادامه»
«کلیک کنید»
معمولاً اطلاعات زیادی منتقل نمیکنند.
در مقابل میتوانید از CTAهایی مانند این استفاده کنید:
دریافت مشاوره رایگان
مشاهده قیمت و ثبت سفارش
درخواست بررسی پروژه
رزرو جلسه مشاوره
دریافت نسخه آزمایشی
شروع طراحی لندینگ پیج
دریافت پیشنهاد اختصاصی
CTA باید با هدف صفحه و مرحلهای از قیف فروش که کاربر در آن قرار دارد هماهنگ باشد.
برای یک خدمت B2B گرانقیمت، «همین حالا خرید کنید» ممکن است زودهنگام باشد و «درخواست جلسه مشاوره» نتیجه بهتری ایجاد کند.
CTA را فقط یک بار در انتهای صفحه قرار ندهید
در صفحات طولانی لازم نیست کاربر برای اقدام دوباره تا ابتدای صفحه برگردد.
میتوانید CTA اصلی را در چند نقطه منطقی تکرار کنید؛ مثلاً:
ابتدای صفحه پس از معرفی پیشنهاد،
بعد از معرفی مزایا،
بعد از نمونهکار یا نظرات مشتری،
و در انتهای صفحه.
نکته مهم این است که CTAهای مختلف کاربر را به چند هدف کاملاً متفاوت هدایت نکنند.
تکرار یک اقدام مشخص با ایجاد چند مسیر تصمیم متفاوت فرق دارد.
اثبات اجتماعی تردید مشتری را کاهش میدهد
هرچه محصول یا خدمت گرانتر، پیچیدهتر یا ناآشناتر باشد، کاربر برای تصمیمگیری به شواهد بیشتری نیاز دارد.
به همین دلیل Social Proof یکی از اجزای مهم صفحه فرود با نرخ تبدیل بالا است.
بسته به نوع کسبوکار میتوانید از این موارد استفاده کنید:
نظر مشتریان واقعی؛
ویدئوی رضایت مشتری؛
لوگوی شرکتهای مشتری؛
پروژههای انجامشده؛
آمار واقعی؛
نتایج یک پروژه؛
Case Study؛
امتیاز کاربران.
بین جمله «صدها مشتری از ما راضی هستند» و نمایش نظر واقعی یک مشتری همراه با نام، تصویر، شرکت و نتیجهای که دریافت کرده تفاوت زیادی وجود دارد.
هرچه مدرک مشخصتر و قابل راستیآزماییتر باشد، قدرت اعتمادسازی آن بیشتر است.
نمونهکار و نتیجه واقعی از ادعا مؤثرتر است
اگر خدمات ارائه میکنید، نمونه پروژه یکی از بهترین بخشهایی است که میتوانید به لندینگ اضافه کنید.
اما نمایش یک تصویر همراه با عبارت «نمونه پروژه ما» کافی نیست.
بهتر است مشخص کنید:
مشتری چه مشکلی داشت،
شما چه اقدامی انجام دادید،
و چه نتیجهای ایجاد شد.
برای مثال:
«پس از بازطراحی مسیر ثبت درخواست، تعداد فرمهای ناقص کاهش پیدا کرد و فرایند دریافت سرنخ سادهتر شد.»
این مدل محتوا به مخاطب کمک میکند کیفیت خدمات شما را براساس نتیجه ارزیابی کند، نه صرفاً ادعاهای تبلیغاتی.
فرایند دریافت خدمت را ساده توضیح دهید
ابهام یکی از دلایل تعلل کاربر است.
اگر مخاطب نداند پس از ثبت فرم چه اتفاقی میافتد، ممکن است اقدام را به تعویق بیندازد.
یک سکشن ساده با عنوانی مانند:
«بعد از ثبت درخواست چه اتفاقی میافتد؟»
میتواند بسیار کاربردی باشد.
مثلاً:
درخواست خود را ثبت میکنید.
کارشناس شرایط شما را بررسی میکند.
راهکار و هزینه پیشنهادی اعلام میشود.
پس از تأیید، اجرای پروژه آغاز میشود.
این بخش از لندینگ باعث میشود اقدام بعدی برای مخاطب قابل پیشبینیتر شود.
قیمت یا نحوه محاسبه هزینه را شفاف کنید
نمایش قیمت برای تمام لندینگ پیجها ضروری نیست.
در بعضی خدمات، هزینه به ابعاد پروژه بستگی دارد و ارائه یک عدد ثابت امکانپذیر نیست.
اما حتی در این شرایط بهتر است ابهام هزینه را تا حد ممکن کاهش دهید.
میتوانید توضیح دهید:
هزینه براساس چه عواملی محاسبه میشود؛
چه خدماتی در قیمت وجود دارد؛
آیا مشاوره اولیه رایگان است؛
آیا هزینه قبل از شروع اعلام میشود؛
چه پلنهایی وجود دارد.
هدف این نیست که حتماً قیمت دقیق نمایش دهید؛ هدف جلوگیری از احساس ابهام است.
فرم لندینگ پیج را بیشتر از نیاز طولانی نکنید
یکی از اشتباهات رایج در صفحات Lead Generation درخواست اطلاعات زیاد در همان مرحله اول است.
اگر برای تماس اولیه فقط نام و شماره تلفن لازم دارید، گرفتن نام شرکت، سمت، ایمیل، شهر، تعداد کارمندان، بودجه، آدرس و توضیحات طولانی میتواند فرایند را سخت کند.
HubSpot نیز در توصیههای خود برای Landing Page بر درخواست کردن فقط اطلاعات ضروری تأکید دارد.
البته همیشه فرم کوتاه بهتر نیست.
برای خدماتی که بررسی اولیه پروژه اهمیت زیادی دارد، گرفتن چند اطلاعات اضافه میتواند کیفیت لید را افزایش دهد.
بنابراین طول فرم باید براساس ارزش پیشنهاد و نیاز تیم فروش تعیین شود.
به اعتراضها و تردیدهای مشتری پاسخ دهید
کاربر قبل از خرید معمولاً چند سؤال یا نگرانی دارد.
مثلاً:
«اگر نتیجه نگرفتم چه میشود؟»
«این خدمت برای کسبوکار من مناسب است؟»
«چقدر زمان میبرد؟»
«آیا بعد از خرید پشتیبانی دارید؟»
«هزینه نهایی چقدر است؟»
یک Landing Page فروشمحور باید مهمترین موانع تصمیمگیری را شناسایی و قبل از خروج کاربر به آنها پاسخ دهد.
میتوانید این کار را در متن اصلی یا بخش سوالات متداول انجام دهید.
FAQ فقط برای سئو نیست؛ بخش مهمی از فرایند متقاعدسازی مشتری است.
ضمانت و کاهش ریسک تصمیم را فراموش نکنید
در بسیاری از خریدها سؤال اصلی مشتری این نیست که «آیا محصول خوب است؟»
بلکه این است:
«اگر انتخاب من اشتباه باشد چه اتفاقی میافتد؟»
ضمانت، امکان مشاوره قبل از خرید، دوره آزمایشی، امکان مرجوعی، قرارداد مشخص یا پشتیبانی میتواند بخشی از این ریسک ذهنی را کاهش دهد.
البته فقط ضمانتی را مطرح کنید که واقعاً میتوانید اجرا کنید.
اعتمادسازی با وعدههای غیرواقعی در بلندمدت نتیجه معکوس ایجاد میکند.
بخش سوالات متداول را براساس سؤال واقعی مشتریان بنویسید
FAQهای عمومی و کلی ارزش زیادی ایجاد نمیکنند.
بهترین منبع برای ساخت سوالات متداول، تیم فروش و پشتیبانی است.
بررسی کنید مشتریان قبل از خرید بیشتر چه سؤالاتی میپرسند.
برای مثال:
هزینه چگونه محاسبه میشود؟
اجرای کار چقدر زمان میبرد؟
این خدمت برای چه کسبوکارهایی مناسب است؟
بعد از خرید پشتیبانی ارائه میشود؟
برای شروع چه اطلاعاتی لازم است؟
آیا امکان مشاوره قبل از ثبت سفارش وجود دارد؟
اگر پاسخ این سؤالات را داخل لندینگ قرار دهید، بخشی از اعتراضهای فروش قبل از تماس برطرف میشود.
لندینگ پیج باید برای موبایل طراحی شود، نه فقط در موبایل نمایش داده شود
Responsive بودن به این معنا نیست که صرفاً نسخه دسکتاپ را کوچک کنیم.
نسخه موبایل باید جداگانه از نظر تجربه کاربری بررسی شود.
موارد مهم شامل:
خوانایی تیتر،
اندازه دکمه CTA،
فاصله عناصر،
طول فرم،
حجم تصاویر،
سرعت نمایش،
محل CTA،
و قابلیت تماس سریع است.
HubSpot توصیه میکند Landing Page روی دستگاه واقعی بررسی شود و Unbounce نیز طراحی متناسب با Device را یکی از اصول بهینهسازی صفحه فرود معرفی میکند.
سرعت صفحه مستقیماً در فرایند فروش اهمیت دارد
اگر صفحه قبل از نمایش پیشنهاد اصلی کند باشد، بخشی از کاربران فرصت دیدن پیشنهاد شما را پیدا نمیکنند.
در لندینگهای تبلیغاتی اهمیت سرعت بیشتر هم میشود؛ چون برای ورود هر کاربر ممکن است هزینه پرداخت کرده باشید.
تصاویر بسیار حجیم، ویدئوی بدون بهینهسازی، فونتهای متعدد، اسکریپتهای غیرضروری و انیمیشنهای سنگین میتوانند سرعت صفحه را کاهش دهند.
طراحی زیبا زمانی ارزش دارد که مانع مشاهده سریع پیشنهاد نشود.
منوی شلوغ و لینکهای اضافی مسیر تبدیل را خراب میکنند
صفحه اصلی سایت باید مسیرهای مختلفی ایجاد کند، اما Landing Page معمولاً باید انتخابهای کاربر را محدود کند.
اگر بالای یک لندینگ تبلیغاتی منویی با لینکهای:
خانه،
خدمات،
فروشگاه،
مقالات،
درباره ما،
تماس،
استخدام
قرار دهید، چندین مسیر خروج در اختیار کاربری قرار میدهید که قرار بوده روی یک پیشنهاد مشخص تمرکز کند.
Unbounce حذف Navigation و عوامل حواسپرتی را یکی از Best Practiceهای Landing Page معرفی میکند.
البته در لندینگهایی که با هدف دریافت ورودی ارگانیک گوگل ساخته میشوند، موضوع لینکسازی داخلی شرایط متفاوتی دارد و باید بین SEO و CRO تعادل ایجاد شود.
سئوی لندینگ پیج را چگونه انجام دهیم؟
اگر قرار است صفحه فرود فقط برای یک کمپین کوتاه تبلیغاتی استفاده شود، استراتژی آن با یک Landing Page دائمی که قرار است از گوگل ورودی بگیرد متفاوت خواهد بود.
برای صفحات SEO Landing Page باید قبل از تولید محتوا Search Intent بررسی شود.
Ahrefs نیز توصیه میکند ابتدا مشخص شود گوگل برای عبارت هدف چه نوع صفحاتی را رتبهبندی کرده است. اگر نتایج عمدتاً صفحات آموزشی باشند، تلاش برای رتبه دادن یک صفحه فروش مستقیم ممکن است دشوار باشد.
در سئوی صفحه فرود به این موارد توجه کنید:
استفاده طبیعی از کلمه کلیدی اصلی در Title، H1 و ابتدای محتوا،
پوشش کلمات هممعنی و مرتبط،
پاسخ به Search Intent،
URL کوتاه و قابل فهم،
تصاویر بهینه،
ALT مناسب،
لینکسازی داخلی،
سرعت مناسب،
نسخه موبایل،
و محتوای مفید و منحصربهفرد.
مهمتر از همه، صفحه را برای تکرار کلمه کلیدی خراب نکنید.
هدف نهایی همچنان متقاعد کردن انسان است، نه افزایش مصنوعی Keyword Density.
ترتیب پیشنهادی اجزای یک لندینگ پیج فروشمحور
برای تمام کسبوکارها نمیتوان یک Template ثابت تعیین کرد، اما در بسیاری از صفحات فروش میتوان از مسیر زیر شروع کرد:
Hero و پیشنهاد اصلی
معرفی مشکل مخاطب
ارزش پیشنهادی
معرفی راهحل
مزایا و نتایج
نحوه عملکرد محصول یا خدمت
نمونهکار یا نتیجه واقعی
نظرات مشتریان و Social Proof
فرایند دریافت خدمت
قیمت یا نحوه محاسبه هزینه
ضمانت و اعتمادسازی
سوالات متداول
CTA نهایی
این ساختار یک قانون قطعی نیست.
ممکن است در بعضی صفحات لازم باشد نظرات مشتریان خیلی زودتر نمایش داده شوند یا قیمت قبل از نمونهکار قرار بگیرد.
ترتیب نهایی باید براساس میزان آشنایی مخاطب، قیمت محصول، نوع ترافیک و پیچیدگی تصمیم خرید مشخص شود.
تفاوت لندینگ پیج زیبا با لندینگ پیج فروشمحور چیست؟
ممکن است یک صفحه از نظر طراحی گرافیکی فوقالعاده باشد، اما فروش خوبی ایجاد نکند.
طراحی حرفهای باید در خدمت تصمیمگیری کاربر باشد.
در یک صفحه فروش مؤثر، سؤال اصلی این نیست که:
«این سکشن چقدر زیباست؟»
بلکه باید پرسید:
«این سکشن چه مانعی را از مسیر تصمیم خرید حذف میکند؟»
هر بخش باید حداقل یکی از این وظایف را انجام دهد:
توجه ایجاد کند،
ارزش را توضیح دهد،
نیاز را تشدید کند،
اعتماد بسازد،
اعتراض را پاسخ دهد،
ریسک را کاهش دهد،
یا کاربر را به اقدام هدایت کند.
اگر یک بخش هیچکدام از این وظایف را انجام نمیدهد، احتمالاً فقط فضای صفحه را اشغال کرده است.
چگونه نرخ تبدیل لندینگ پیج را افزایش دهیم؟
ساخت اولین نسخه لندینگ پایان کار نیست.
رفتار واقعی کاربران ممکن است با تصور اولیه تیم بازاریابی کاملاً متفاوت باشد.
بعد از انتشار صفحه بررسی کنید:
چند درصد کاربران CTA را مشاهده میکنند؟
کدام بخش بیشترین ریزش را دارد؟
چند نفر فرم را شروع میکنند اما کامل نمیکنند؟
روی چه عناصری بیشتر کلیک میشود؟
کاربران موبایل چه رفتاری دارند؟
کدام منبع ترافیک لید باکیفیتتری ایجاد میکند؟
سپس میتوانید عناصر مهم را A/B Test کنید.
برای مثال:
دو تیتر مختلف،
دو متن CTA،
فرم کوتاه و بلند،
جایگاه متفاوت Social Proof،
تصویر محصول در مقابل ویدئو،
یا دو Value Proposition متفاوت.
Unbounce نیز تست و بهروزرسانی مداوم را یکی از مراحل اصلی بهینهسازی Landing Page میداند.
اشتباهات رایج در طراحی لندینگ پیج فروشمحور
گاهی مشکل Landing Page نبودن یک عنصر نیست؛ بلکه وجود عناصر اشتباه است.
از مهمترین اشتباهات میتوان به این موارد اشاره کرد:
تیترهای مبهم و تبلیغاتی،
تمرکز روی شرکت به جای مشتری،
توضیح ویژگی بدون بیان منفعت،
CTA نامشخص،
چند هدف متفاوت در یک صفحه،
منوی شلوغ،
استفاده از تصاویر بیارتباط،
فرم بسیار طولانی،
نبود Social Proof،
ادعاهای بزرگ بدون مدرک،
عدم پاسخ به نگرانیهای مشتری،
نسخه موبایل ضعیف،
سرعت پایین،
و نداشتن ابزار اندازهگیری نرخ تبدیل.
حتی اصلاح چند مورد از این مشکلات میتواند کیفیت صفحه را بهطور محسوسی افزایش دهد.
یک لندینگ پیج فروشمحور خوب چه ویژگی نهایی دارد؟
لندینگ پیج حرفهای قرار نیست کاربر را با فشار مجبور به خرید کند.
وظیفه صفحه این است که تصمیم را برای مخاطب سادهتر کند.
کاربر باید بتواند پاسخ این سؤالات را پیدا کند:
این پیشنهاد چیست؟
برای چه کسی مناسب است؟
چه مشکلی از من حل میکند؟
چه نتیجهای میگیرم؟
چرا باید این مجموعه را انتخاب کنم؟
چه مدرکی برای این ادعا وجود دارد؟
هزینه یا شرایط استفاده چیست؟
اگر سؤال یا مشکلی داشته باشم چه میشود؟
قدم بعدی چیست؟
اگر صفحه شما به این سؤالات به شکل واضح و متقاعدکننده پاسخ دهد، بخش مهمی از مسیر ساخت یک صفحه فرود با نرخ تبدیل بالا طی شده است.
جمعبندی؛ ساختار لندینگ پیج باید کاربر را به تصمیم نزدیک کند
اگر بخواهیم پاسخ سؤال «لندینگ پیج فروشمحور چه اجزایی دارد؟» را خلاصه کنیم، باید بگوییم یک Landing Page موفق از چند سکشن مستقل تشکیل نشده است؛ بلکه یک مسیر تصمیمگیری کامل است.
تیتر توجه را جلب میکند.
ارزش پیشنهادی دلیل ادامه دادن را میدهد.
بخش مشکلات نیاز را روشن میکند.
مزایا نتیجه را نشان میدهند.
نمونهکار و نظرات مشتری اعتماد ایجاد میکنند.
FAQ تردیدها را کاهش میدهد.
و CTA قدم بعدی را مشخص میکند.
بنابراین هنگام طراحی لندینگ پیج، قبل از اضافه کردن هر سکشن از خودتان بپرسید:
«این قسمت چگونه کاربر را یک قدم به تصمیم نزدیکتر میکند؟»
اگر پاسخ مشخصی برای این سؤال داشته باشید، احتمالاً در حا
نظرسنجی آزاد و دیدگاهها
ثبت نظر برای همه کاربران آزاد است. در نسخه واقعی میتوان وضعیت تأیید نظر، ضداسپم و مدیریت دیدگاهها را از پنل ادمین کنترل کرد.
